ابراهم والنتاين ويليامز جكسون ( مترجم : منوچهر اميرى و فريدون بدره اى )

56

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى )

« هئوروتات « 1 » » فرشتهء نگهبان آبها گفتگو كرد 4 . براى من منظرهء اين كوه و آن درياچه دل‌انگيز بود زيرا حس كردم دوستانى را ديده‌ام كه زمانى دراز در آرزوى ديدارشان بوده‌ام ؛ اين حال موجب شد كه سفر بقيهء روز در نظرم كوتاه‌تر جلوه كند . بين ساعت هشت و نه شب بود كه سرانجام به تبريز رسيديم و در خانه‌اى كه محل سكناى مبلغين مسيحى امريكايى بود به من خوشامد گفتند . شعله‌هايى كه از كنده‌هاى درخت ميان بخارى برمىخاست به چهرهء من كه از شدت سرما ترك خورده و چاك چاك شده بود خون جارى كرد ، و هنگامى كه من به اين شعله‌ها درود فرستادم ميزبانان من به خنده گفتند كه جدا آتش‌پرست شده‌ام . دو روز تمام بود كه در ميان برف راه مىپيمودم و تمام اين مدت صرف طى كردن هشتاد و پنج ميل ( مساوى 136 كيلومتر ) راه شده بود . اكنون اميد چند روز آسودن ، آن هم در يكى از شهرهاى بزرگ ايران ، افقى روشن در برابر نظرم رسم مىكرد . مآخذ و توضيحات مؤلف

--> ( 1 ) Haurvatat